با سلام
از اینکه با وجود آماده بودن مطالب تاخیر زیادی در زدن مطلب جدید پیش آمد از تمامی دوستان و بازدید کنندگان عزیز عذر خواهی می کنیم و امیدواریم که دیگه از این دست بی برنامگی ها پیش نیاد .
در این پست ضرب المثلهایی را آوردیم که اهالی دیار ما استفاده می کنند . اگرچه ممکن هست این ضرب المثلها در مناطق دیگر کشورمان هم به بیان دیگری استفاده شود، اما ویژگی ممتازی که این ضرب المثل ها دارند این است که بعضی از آنها خاص دیار ما هستند و آنهایی هم که خاص دیار ما نیستند در محاوره ی روزانه اهالی زیاد شنیده می شوند و از طرفی با گویش محلی دیار ما وفق داده شده اند .
کلوخی که کلاغ روش بشینه نداره:
کلوخ:پاره هایی از گل خشک بهم چسبیده
زمانیکه شخصی خیلی فقیر باشد این ضرب المثل در موردش زده می شود به این معنا که اینقدر فقیر هست که حتی کلوخی که کلاغ روی اون بشینه نداره.
اگه سردیت کرد دکون عطاری اگه گرمیت کرد خروس اناری:
زمانیکه شخصی دچار گرمی مزاج یا سردی مزاج می شود این ضرب المثل زده می شود به این معنا که شخصی که سردیش میکنه باید بره مغازه عطاری و کلی دارو بخره تا خوب بشه، اما کسی که گرمیش میکنه دیگه این مشکل رو نداره و با خوردن کمی انار مشکلش حل میشه .
سفره ی ننداخته نه زشته نه جون:
جون: زیبا ، قشنگ
این ضرب المثل بیشتر در مورد برگزاری مراسم و مجالس زده میشود، زمانیکه شخصی کاری را انجام می دهد اما بعلت کوتاهی و سهل انگاری، کم و کاستی فراوانی در آن کار وجود دارد، در صورتی که می توانست آن کار را انجام ندهد ، به این معنا که؛ اگر چه انجام ندادن آن کار، کار پسندیده ای نبود اما بخاطر وجود این کم و کاستی ها زشت هم نبود و بهتر بود که آن کار به صورت ناقص انجام نمی داد .
ضرب المثل مشابه: سفره ننداخته یک حرف داره، انداخته هزار حرف
برای دم بُور هم خوب نیستی:
بُور:خاک یا گلی که در جوی آب می ریزند برای بستن راه آب
زمانیکه شخصی در انجام دادن کاری وجودش بی فایده باشد این ضرب المثل زده میشود، به این معنا که شخص حتی برای بستن راه آب هم خوب نیست .


